خواب شما نشانه شخصيت شماست!

نتايج تحقيقي گسترده در مورد تفاوت ميان خوابيدن روي سمت چپ يا راست بدن در اين حالت، نشان مي‌دهد هنگامي که شخص روي سمت راست خوابيده باشد، عبور غذا در معده به سوي لوله گوارش حدود 5/2 تا 5/4 ساعت طول مي‌کشد اما هنگام خوابيدن روي سمت چپ، بين 5 تا 8 ساعت طول خواهد کشيد بنابراين خوابيدن روي سمت چپ از لحاظ هضم غذا غيرقابل‌قبول است...

 علاوه بر اين، قلب در طرف چپ بدن قرار دارد و خوابيدن روي سمت چپ باعث مي‌شود ريه راست بر قلب فشار بياورد و فعاليت آن را کاهش دهد. مخصوصا كه علم تشريح نشان مي‌دهد ريه راست بزرگ‌تر از ريه چپ است. علاوه بر اين، کبد که سنگين‌ترين عضو احشاء است، هنگام خوابيدن روي سمت چپ، به حالت معلق قرار مي‌گيرد. خوابيدن روي سمت راست، وضعيتي صحيح است زيرا ريه چپ کوچک‌تر از ريه راست است بنابراين قلب راحت‌تر عمل مي‌کند. کبد نيز معلق نخواهدشد و در حالت ثابتي قرار مي‌گيرد.

آنچه گفته شد، نظريه‌هاي دانشمند مشهور فرانسوي «دکتر ساموئل دنکل» است. اين دانشمند در طريقه هشتم تفاوتي بين خوابيدن روي سمت راست يا چپ بدن قائل نشده است. 


1. خوابيدن جنيني شکل

اين وضعيت عبارت است از جمع كردن پاها و نزديک كردن زانوها به شکم و جمع‌کردن دست‌ها و نزديک كردن آنها به سر يا قرار‌دادن دست‌ها در اطراف زانوها. شخصي که اينگونه مي‌خوابد، زانو‌ها را با دست‌هايش محاصره مي‌كند يا بالش را در آغوش مي‌گيرد، وضعيتي شبيه به وضعيت جنين در رحم مي‌يابد. اين روش خوابيدن نشان مي‌دهد مزاج فرد ناآرام است، جرات رويارويي با سختي‌هاي زندگي را ندارد و نمي‌تواند بدون تکيه بر ديگران به خواسته‌هاي خود برسد. علاوه بر اين، فردي اجتماعي نيست و تمايل دارد به کسي که داراي نفوذي نسبي در خانواده است و او را ياري مي‌دهد، پناه ببرد تا نيازهاي او را برآورده كند.

2. خوابيدن ساندويچي شکل

در اين حالت، دوپا روي هم و 2 دست نيز روي يکديگر قرار داده مي‌شود به‌طوري که بدن شبيه نان ساندويچ به نظر مي‌رسد. اين حالت نشان‌دهنده آرامش رواني و به‌طورکلي اطمينان است. شخصي که به اين شکل خوابيدن عادت دارد، مايل است كارهاي خود را به‌صورت متعادل و در حد موردقبول انجام دهد. چنين شخصي كه از زمان کودکي با اين شيوه خوابيدن خو گرفته است، تلاش مي‌کند از مشکلات دوري كند، زندگي خود را نظم و ترتيب دهد، محبت ديگران را به‌دست آورد و با صلح و آرامش به آسودگي‌خاطر برسد. 


3. خوابيدن به‌شکل سجود

اين شكل خوابيدن، بيشتر در کودکان ديده مي‌شود و به حالت سجود در نماز بسيار شبيه است ولي جزيي از زندگي بسياري از بزرگسالاني كه از زمان کودکي به آن عادت كرده‌اند، مي‌شود. نتايج يک تحقيق نشان مي‌دهد افرادي که به اين شکل مي‌خوابند، از خستگي‌هاي رواني يا جسمي در زندگي رنج مي‌برند. گويي آنها براي فرار از سختي‌ها و ناراحتي‌هايي که ممکن است هجوم آورد يا با آنها روبرو شوند، آماده ايستادن و پريدن هستند. چنين اشخاصي گاهي به ضعف اعصاب، عدم تحمل و اضطراب شناخته مي‌شوند و گاهي ديگران در حضور آنها احساس راحتي نمي‌کنند. 


4. خوابيدن روي طرف راست بدن و قسمتي از سينه و بازگذاشتن پاها

اين شکل از راحت‌ترين شيوه‌هاي خوابيدن محسوب مي‌شود و پزشکان آن را به بيماراني که از لغزش فقرات و درد کمر شکايت دارند، توصيه مي‌کنند زيرا خوابيدن به اين شکل، استراحت جسم را تضمين مي‌كند، چيزي که فرد در بيداري کمتر احساس مي‌کند. به عبارتي، اشخاصي كه اينگونه مي‌خوابند، آنچنان که در خواب به آسايش و راحتي جسم دست مي‌يابند، در زندگي عملي به آرامش و راحتي رواني دست نمي‌يابند و از اينجا آشکار مي‌شود که عامل مهم در زندگي انسان، طبيعت و حالت رواني و اميالي است که رفتارهاي انسان را هدايت مي‌کنند.


5. روش استراحت کامل

در اين مدل، شخص کاملا دراز مي‌کشد بدون آنکه قسمتي از بدن خود را جمع کند و دست‌هايش را زير سر قرار مي‌دهد، به‌طوري که سر روي 2 کف دست تکيه مي‌کند و يک پا روي پاي ديگر و در امتداد آن قرار مي‌گيرد. کسي که به اين شکل مي‌خوابد، منطقي است و هر چيز را در جاي خود مي‌شناسد و هرگاه چيزي از حد و مرز منطق و واقعيت خارج شود، براي او غيرقابل‌قبول است. چنين شخصي از خيال‌ها و حدس و گمان‌ها و احساسات غيرمنطقي به دور است و در نظر او هر آنچه عقل آن را نپذيرد، در زندگي واقعي نبايد وجود داشته باشد.


6. خوابيدن روي شکم

کسي که به اين شکل مي‌خوابد، علاقه‌مند است بر امور تسلط داشته باشد و در ميان مردم شاخص باشد. چنين شخصي تمايل دارد سلطه خود را بر ديگران تحميل كند بنابراين دوست دارد در ميان مردم زندگي کند و به‌طورکلي طاقت دوري از مردم را ندارد. او تلاش مي‌کند در زندگي جايگاه و قابليت و توانايي داشته باشد تا بتواند با سختي‌ها و مشکلات روبرو شود. او در عين حال گاهي دچار خشم و عصبانيت مي‌شود و خطاي ديگران را نمي‌بخشد. همچنين در کارهايش دقيق و مراقب قول‌ها و وعده‌هاي خود است و با وجود آنکه به‌سرعت خشمگين يا به‌شدت متاثر مي‌شود، زندگي او، زندگي نظم يافته و والايي به شمار مي‌آيد.


7. خوابيدن به شيوه فرمانروايان

در اين شيوه شخص بر پشت مي‌خوابد و دست‌ها را از دوطرف بازمي‌گذارد. بعضي از کساني که به اين طريق مي‌خوابند، گاهي خود را همانند بزرگان و فرمانروايان يا کساني که در ميان مردم داراي مقام و شهرت هستند، تصور مي‌كنند. مي‌توان اين خصوصيات را در زندگي و در روش رفتار آنها با ديگران به‌صورت آشکارا مشاهده كرد و آنها را افرادي قابل‌احترام يافت. اين افراد داراي نوعي قدرت و توانايي هستند که مي‌توانند با سختي‌ها و مشکلات مبارزه و به اندازه توانايي‌شان، نيازهاي مردم را برآورده ‌كنند. علاوه بر اين، تا حد توان براي ديگران فداکاري مي‌كنند. 


8. خوابيدن به طريقه نيمه‌جنيني

آمار نشان مي‌دهد اين شيوه، شايع‌ترين شيوه خوابيدن است. در اين حالت، شخص روي يکي از پهلوها مي‌خوابد، زانوها را از هم نيمه‌باز مي‌گذارد، يکي از دست‌ها را زير سر قرار مي‌دهد و دست ديگر را به‌صورت آزاد و کشيده رها مي‌کند. خوابيدن به اين طريق، راحتي بدن را بدون آنکه راه تنفس بسته شود، تضمين مي‌كند و اکسيژن به اندازه نياز طبيعي به ريه‌ها مي‌رسد بنابراين بهترين شيوه خوابيدن به شمار مي‌آيد. براساس آمار، کساني که چپ دست هستند، روي دست چپ مي‌خوابند و برعكس آنها، کساني هستند که از دست راست استفاده مي‌كنند و روي دست راست مي‌خوابند يک تحقيق روان‌شناسي نشان مي‌دهد مرد يا زني كه به اين شکل مي‌خوابد، توانايي سازش با شرايط مختلف زندگي را دارد و از موهبت عقل و خوش‌رفتاري به يک اندازه برخوردار است. چنين شخصي تمام مشکلات زندگي را به راحتي مي‌پذيرد و بر آنها غلبه مي‌كند و بسيار کم اتفاق مي‌افتد که در رويارويي با مشکلات شکست بخورد يا موفق نشود.

منبع: کتاب پرتوهايي علمي از قرآن، تحقيق و تاليف دکتر محمد صابر، دارالمعرفه، چاپ اول 2007م

تاثير تغذيه بر هوش

چندي پيش، ريچارد لين، روانشناس انگليسي و تاتو وانهنس، محقق فنلاندي، مطالعه جالبي روي مردم برخي کشورهاي دنيا انجام دادند تا متوجه شوند باهوش‌ترين و کم‌هوش‌ترين مردم جهان، در کدام کشورها زندگي مي‌کنند...

 نتيجه پژوهش نشان داد مردم سنگاپور با ميانگين هوش 108، باهوشترين مردم دنيا هستند. بعد از سنگاپوري‌ها، مردم کره جنوبي، ژاپن، ايتاليا و ايسلند با ميانگين ضريب هوشي به ترتيب 106، 105، 102 و 101، رتبه‌هاي دوم تا پنجم را به‌خود اختصاص داده‌اند. در اين جدول، ميانگين هوش ما ايراني‌ها هم 84 تخمين زده شده و اين يعني از نظر عددي در رتبه بيست‌وسوم جهان هستيم اما چون برخي از کشورها با ميانگين‌هاي ضريب هوشي برابر در رده‌هاي هم‌رديفي جاي گرفته‌اند، رتبه اصلي ايران مي‌شود 98 در بين 188 کشور جهان. کشور آفريقايي گينه هم با ميانگين هوش 59، کم‌هوش‌ترين کشور دنيا شد. 


شايد بپرسيد راز باهوش شدن آدم‌ها چيست؟ شايد اين پرسش در ذهن‌تان به وجود بيايد که چرا کشورهاي جنوب شرق آسيا يا کشورهاي حاشيه مديترانه، بهترين رتبه‌ها را در اين جدول هوش به خود اختصاص داده‌اند؟ آيا مي‌شود همه چيز را به گردن ژنتيک انداخت يا خورد و خوراک و عوامل محيطي هم در باهوش‌ شدن نسل يک کشور نقش دارند؟ با «سفره سالم» اين شماره همراه بشويد تا جواب اين سوال‌ها را با هم بررسي کنيم. 


نقش مهم تغذيه 

محققان انگليسي معتقدند تغذيه مناسب تا زماني که مغز بچه‌ها در حال رشد و تکامل است، نقشي اساسي در افزايش ميزان هوش ايفا مي‌کند بنابراين هر مادري که دوست دارد فرزند باهوش‌تري داشته باشد، بايد به نوع خورد و خوراک خود در دوران بارداري اهميت زيادي بدهد و حواسش به تغذيه سالم فرزندش تا رسيدن به سن 
2 سالگي هم باشد.
 البته، اين بدان معنا نيست که هوش ما بعد از 2 سالگي قابليت ارتقا ندارد اما نقش تغذيه در باهوش شدن بچه‌ها تا 2 سالگي، بيشتر از زماني است که مثلا آنها ديگر کنکوري شده‌اند و مي‌خواهيم خوراکي‌هايي براي افزايش هوششان در برنامه غذايي آنها بگنجانيم. البته ما تا آخر عمرمان هم مي‌توانيم حافظه کوتاه يا بلندمدت خود را با کمک مواد غذايي سالم يا ورزش‌هاي فيزيکي و فکري تقويت کنيم اما بعد از طي روند تکامل مغز، ديگر نمي‌توان به افزايش خارق‌العاده هوش يا همان IQ با کمک تغذيه و ورزش چندان اميدوار بود. 


بهترين و بدترين خوراكي‌ها

حالا شايد اين سوال برايتان پيش بيايد که اگر مادري بخواهد در دوران بارداري، با نوع تغذيه خود، فرزند باهوش‌تري به دنيا بياورد، بايد چکار کند يا بهترين تغذيه براي بچه‌هايي که مي‌خواهيم باهوش‌تر بشوند، چيست؟ يکي از مهم‌ترين مواد مغذي که باعث افزايش هوش مي‌شود، اسيدهاي چرب امگا3 است. به‌همين دليل مردم کشورهاي جنوب شرق آسيا و سواحل مديترانه که ماهي و روغن زيتون بيشتري در برنامه غذايي‌شان دارند، باهوش‌تر از ساير مردم جهان هستند. اسيدهاي چرب امگا3 مي‌توانند به تکامل بهتر مغز، افزايش هوش و عملکرد مغز و تقويت حافظه در افراد مختلف کمک کنند. ميگو و ماهي‌هاي چربي مانند سالمون، قزل‌آلا، کيلکا، خال‌مخالي و ساردين و روغن‌هاي گياهي مغذي مثل روغن زيتون، بذر کتان و کانولا، سرشار از امگا3 هستند. گردو هم جزو منابع امگا3 محسوب مي‌شود. بد نيست بدانيد مصرف گوشت‌ها و غذاهاي فرآوري‌شده مانند انواع سوسيس، کالباس، ناگت‌ها، غذاهاي آماده و کنسروي، فست‌فودها و غذاهاي چرب و سرخ‌شده، تاثيري منفي بر رشد مغز جنين مي‌گذارد و باعث کاهش هوش بچه‌ها مي‌شود. پس هرچقدر که فرزندان خود را ديرتر با اين گروه غذاها آشنا کنيد، کمک بيشتري به ارتقاي هوششان کرده‌ايد. مصرف فراوان ميوه و سبزي تازه از دوران کودکي تا 30 سالگي نيز باعث مي‌شود ميانگين هوش حداقل 5 نمره بالاتر برود. فلفل‌ تند هم سرشار از ويتامين C است و اگر در برنامه غذايي مادر باردار و شيرده جاي بگيرد، مي‌تواند کمک زيادي به رشد مغزي و افزايش هوش فرزندشان بكند. بذر کتان هم يکي ديگر از منابع بسيار غني از امگا3 محسوب مي‌شود که مادران باردار مي‌توانند روزي يک مشت بسته از آن را در برنامه غذايي خود جاي بدهند و از زماني که فرزندشان توانايي خوردن خوراکي‌هاي سفره خانواده را داشت، روزي 5 عدد تخم کتان آسياب‌شده را داخل غذاهاي او بريزند. گوجه‌فرنگي، جزو ديگر خوراکي‌هايي است که به دليل داشتن ليکوپن، با راديکال‌هاي آزاد موجود در بدن مبارزه مي‌کند و جلوي تخريب سلول‌هاي مغزي را مي‌گيرد. بهتر است گوجه‌فرنگي تازه در رژيم غذايي تمام مادران باردار و شيرده جاي بگيرد. کلم بروکلي، جزو سبزي‌هاي برگ سبز تيره طبقه‌بندي مي‌شود و سرشار از ويتامين K، و ويتامين C و انواع آنتي‌اکسيدان‌هاست. ويتامين K در بهبود عملکرد مغز و افزايش هوش جنين و کودکان خردسال، نقش بسزايي دارد. انواع مغزها، دانه‌ها، حبوبات، ميوه‌ها (به خصوص موز)، سبزي‌ها، تخم‌مرغ و لبنيات کم‌چرب هم جزو ديگر خوراکي‌هايي هستند که دريافت آنها از دوران جنيني تا حدود 5 سالگي مي‌تواند به رشد مغزي و افزايش هوش کمک کند. 


نقش انكارناپذير ژنتيک 

هرچند تغذيه مناسب مي‌تواند نقش مهمي در افزايش هوش بچه‌ها بازي کند، اما به‌هر حال نمي‌توانيم از نقش ژنتيک هم در افزايش يا کاهش ميزان هوش چشم‌پوشي کنيم؛ يعني اگر پدر و مادري با متوسط هوش 85 با يکديگر ازدواج کنند، نبايد توقع داشته باشند بتوانند با کمک تغذيه، هوش فرزند خود را به بالاي 120 برسانند! دکتر پيتر کاندن، روان‌شناس، معتقد است حدود 70-60 درصد هوش ما به زمينه‌هاي محيطي و ژنتيکي‌مان برمي‌گردد و والدين مي‌توانند فقط 40-30 درصد در باهوش‌تر شدن كودكشان نقش داشته باشند.

منبع: National IQ Scores


سوزلر یاراسی

اوزولدیم قالمادی هچ منده طاقت                 سارالدیم ،بو دا بیر باشقا علامت

بیلدیم گجه گونلر آلادیپ خوش ایامه منی  گوردوم نجه گونلر آغلادیپ بوش ایامه منی

یوخدیر اومیدیم بیر داها ایامه منیم              الله بویوران صبریدیر تک چاره منیم 

سوزلر یاراسی غالیب افکاریم اولوپ          گیزلی باخیشیم محرم اسراریم اولوپ

بیمار نفس

بیمار نفس

  گر هوای نفس داری، باخته‌ای                         چون که خود را دوست شیطان ساخته‌ای

نفس خواهش های تویِ آدمیست                    خود فروختن ها به لذت های دَمیست

نفس را شیطان سلاح خود کند                       خوی حیوانی دهد از خود بیخود کند

   پیرو خود می‌شود بیمار نفس                                    عاقبت این می‌شود تیمار نفس

  فکر را خود راهش می‌برد                                  خسته‌ی نفس زود خوابش می‌برد

کی توانی نفس را بیرون کنی                            نور جان گیری و تن محزون کنی

گر بخوابی و خوری و پُر شوی                      چشم دل بستی به حیوان درخور شوی

راه دور آخرت، زود پیموده‌ای                              در حساب روز محشر بوده‌ای

 نیست امیدی به سلطان نفس                          این قرآن گوید، به هوش ای بوالهوس

آَشنایی با علامه طباطبایی


سید محمدحسین طباطبایی معروف به علامه طباطبایی


متولد۱۲۸۱، وفات ۲۴ آبان ماه ۱۳۶۰ هجری شمسی در تبریز
نویسنده تفسیر المیزانو مفسر قرآن، شیعه ، فقیه، فیلسوف  و ایرانی است.

وی از دودمان سادات طباطبایی آذربایجان است و با سید علی قاضی و سید محمدعلی قاضی طباطبایی خویشاوندی دارد.

زندگی علامه طباطبایی را می‌توان به چهار دوره تقسیم کرد:
دوره کودکی و نوجوانی که در تبریز سپری شد.
دوره تحصیل در حوزه علمیه نجف
دوره بازگشت به تبریز و اشتغال به کشاورزی
دوره هجرت به قم و تدریس و تالیف و نشر معارف دینی


اجداد علامه طباطبایی از طرف پدر از اولاد حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و از اولاد ابراهیم بن اسماعیل دیباج هستند و از طرف مادر اولاد حضرت امام حسین علیه السلام می باشند. در سن پنج سالگی مادرشان و در سن نه سالگی پدرشان بدرود حیات می گویند و از آنها اولادی جز ایشان و برادر کوچکتر از ایشان بنام سید محمد حسن کسی دیگر باقی نمانده بود.


خود درباره دوران تحصیلش نوشته‌است: در اوایل تحصیل که به صرف و نحو اشتغال داشتم، علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این رو هر چه می‌خواندم، نمی‌فهمیدم و چهار سال به همین نحو گذراندم. پس از آن یک باره عنایت خدایی دامن گیرم شده عوضم کرد و در خود یک نوع شیفتگی و بیتابی نسبت به تحصیل کمال، حس نمودم. به طوری که از همان روز تا پایان ایام تحصیل که تقریباً هفده سال طول کشید، هرگز نسبت به تعلیم و تفکر، درک خستگی و دلسردی نکردم و زشت و زیبای جهان را فراموش نموده و تلخ و شیرین حوادث، برابر می‌پنداشتم. بساط معاشرت غیر اهل علم را به کلی برچیدم. در خورد و خواب و لوازم دیگر زندگی، به حداقل ضروری قناعت نموده باقی را به مطالعه می‌پرداختم. بسیار می‌شد به ویژه در بهار و تابستان که شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه می‌گذرانیدم و همیشه درس فردا را شب پیش مطالعه می‌کردم و اگر اشکالی پیش می‌آمد با هر خودکشی بود حل می‌نمودم و وقتی که به درس حضور می‌یافتم از آنچه استاد می‌گفت قبلاً روشن بودم و هرگز اشکال و اشتباه درس را پیش استاد نبردم.


جد علامه :
جدّ علامه طباطبائی(ره) از شاگردان و معاشران نزدیک شیخ محمد حسن نجفی (صاحب جواهرالکلام) بود و نامه ها و نوشته های ایشان را می نگاشت. مجتهد بود و به علوم غریب (رمل و جفر و ...) نیز احاطه داشت اما از نعمت داشتن فرزند محروم بود. روزی هنگام تلاوت قرآن به این آیه رسید:
« و ایوب إذ نادی ربه: انیّ مسنی الضر و انت ارحم الرّاحمین »
با خواندن این آیه، دلش می شکند و از نداشتن فرزند غمگین می شود.
همان هنگام چنین ادراک می کند  که اگر  حاجت خود را از خداوند بخواهد، روا خواهد شد. دعا می کند و خداوند هم پس از عمری دراز، فرزند صالحی به او عنایت می فرماید. آن پسر، پدر مرحوم علامه طباطبائی می شود. پدر علامه نیز پس از تولد او، نام پدر خود ( یعنی جدّ علامه) را بر وی می نهد.


فعالیت و کسب درآمد :
مرحوم علامه در مدتی که در نجف مشغول تحصیل بودند به علت تنگی معیشت و نرسیدن مقرری که از ملک زراعیشان در تبریز بدست می آمد مجبور به مراجعت به ایران می شود و مدت ده سال در قریه شادآباد تبریز به زراعت و کشاورزی مشغول می شوند. فرزند ایشان مهندس سید عبدالباقی طباطبائی می گوید:
خوب به یاد دارم که، مرحوم پدرم دائماً و در تمام طول سال مشغول فعالیت بود و کارکردن ایشان در فصل سرما در حین ریزش باران و برفهای موسمی در حالی که، چتر به دست گرفته یا پوستین بدوش داشتند امری عادی تلقی می گردید، در مدت ده سال بعد از مراجعت علامه از نجف به روستای شادآباد و بدنبال فعالیتهای مستمر ایشان قناتها لایروبی و باغهای مخروبه تجدید خاک و اصلاح درخت شده و در عین حال چند باغ جدید احداث گردید و یک ساختمان ییلاقی هم در داخل روستا جهت سکونت تابستانی خانواده ساخته شد و در محل زیرزمین خانه حمامی به سبک امروزی بنا نمود.


مهارتهای علامه :
فرزند علامه می افزاید:
پدرم از نظر فردی، هم تیرانداز بسیار ماهری بود و هم اسب سواری تیزتک و به راستی در شهر خودمان، تبریز بی رقیب بود، هم خطاطی برجسته بود، هم نقاش و طراحی ورزیده، هم دستی به قلم داشت و هم طبعی روان در سرایش اشعار ناب عارفانه و ....،
اما از نظر شخصیت علمی و اجتماعی هم استاد صرف و نحو عربی بود هم معانی و بیان هم در اصول و کلام کم نظیر بود و هم در فقه و فلسفه، هم از ریاضی( حساب و هندسه و جبر) حظی وافر داشت و هم از اخلاق اسلامی، هم در ستاره شناسی (نجوم) تبحر داشت هم در حدیث و روایت و خبر و ...
شاید باور نکنید که پدربزرگوار من، حتی در مسائل کشاورزی و معماری هم صاحب نظر و بصیر بود و سالها شخصاً در املاک پدری در تبریز به زراعت اشتغال داشت و در ساختمان مسجد حجت در قم عملاً طراح و معماری اصلی را عهده دار بود و تازه اینها گوشه ای از فضایل آن شاد روان بود وگرنه شما می دانید که بی جهت به هر کس لقب علامه نمی دهند و همگان بخصوص بزرگان و افراد خبیر و بصیر هیچکس را علامه نمی خوانند مگر به عمق اطلاعات یک شخص در تمام علوم و فنون عصر ایمان آورده باشند...

رحلت :
پس از81 سال عمر پربرکت کرد وی در صبح یکشنبه 18 محرم الحرام سال 1360 هـ.ش سه ساعت به ظهر مانده رحلت کردند.
مهندس عبدالباقی، نقل می کند:
هفت، هشت روز مانده به رحلت علامه، ایشان هیچ جوابی به هیچ کس نمی داد و سخن نمی گفت فقط زیر لب زمزمه می کرد « لا اله الا الله! »
حالات مرحوم علامه در اواخر عمر دگرگون شده و مراقبه ایشان شدید شده بود و کمتر تناول می کردند، و مانند استاد خود، مرحوم آیة الله قاضی این بیت حافظ را می خواندند و یک ساعت می گریستند
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش     کی روی؟ ره زکه پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟
همان روزهای آخر، کسی از ایشان پرسید: در چه مقامی هستید؟ فرموده بودند: مقام تکلم
سائل ادامه داد: با چه کسی؟ فرموده بودند: با حق

حجت الاسلام ابوالقاسم مرندی می گوید:
« یک ماه به رحلتشان مانده بود که برای عیادتشان به بیمارستان رفتم. گویا آن روز کسی به دیدارشان نیامده بود. مدتی در اتاق ایستادم که ناگهان پس از چند روز چشمانشان را گشودند و نظری به من انداختند.
به مزاح [ از آن جا که ایشان خیلی با دیوان حافظ دمخور بودند ] عرض کردم: آقا از اشعار حافظ چیزی در نظر دارید؟ فرمودند:
صلاح کار کجا و من خراب کجا؟ بقیه اش را بخوان!
گفتم: ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا
علامه تکرار کردند: تا به کجا! و باز چشم خود را بستند و دیگر سخنی به میان نیامد .

آخرین باری که حالشان بد شد و راهی بیمارستان شده بودند، به همسر خود گفتند:
من دیگر بر نمی گردم

آیت الله کشمیری می فرمودند:
« شب وفات علامه طباطبائی در خواب دیدم که حضرت امام رضا علیه السلام در گذشته اند و ایشان را تشییع جنازه می کنند. صبح، خواب خود را چنین تعبیر کردم که یکی از بزرگان [ و عالمان] از دنیا خواهد رفت؛ و در پی آن، خبر آوردند که آیت الله طباطبائی درگذشت »

ایشان در روز سوم ماه شعبان 1401 هـ.ق به محضر ثامن الحجج علیه السلام مشرف شدند و 22 روز در آنجا اقامت نمودند، و بعد به جهت مناسب نبودن حالشان او را به تهران آورده و بستری کردند، ولی دیگر شدت کسالت طوری بود، که درمان بیمارستانی نیز نتیجه ای نداشت.
تا بالاخره به شهر مقدس قم که محل سکونت ایشان بود برگشتند و در منزلشان بستری شدند وغیر از خواص، از شاگردان کسی را به ملاقات نپذیرفتند، حال ایشان روز به روز سخت تر می شد، تا اینکه ایشان را در قم، به بیمارستان انتقال دادند.
قریب یک هفته در بیمارستان بستری می شوند و دو روز آخر کاملاً بیهوش بودند تا در صبح یکشنبه 18 ماه محرم الحرام 1402 هـ.ق سه ساعت به ظهر مانده به سرای ابدی انتقال و لباس کهنه تن را خلع و به حیات جاودانی مخلع می گردند و برای اطلاع و شرکت بزرگان از سایر شهرستانها، مراسم تدفین به روز بعد موکول می شود و جنازه ایشان را در 19 محرم الحرام دو ساعت به ظهر مانده از مسجد حضرت امام حسن مجنبی علیه السلام تا صحن مطهر حضرت معصومه علیها السلام تشییع می کنند و آیت الله حاج سید محمد رضا گلپایگانی(ره) بر ایشان نماز می گذارند و در بالا سر قبر حضرت معصومه علیها السلام دفن می کنند.